شيخ ذبيح الله محلاتى
138
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً ) ذكريا عرض كرد پروردگارا براى من علامتى قرار بده خطاب رسيد كه آن آيت و علامت اين است كه تا سه روز تكلم با احدى نتوانى كردن ( قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا ) علامت تو آن است كه حرف نتوانى زد تا سه روز مگر از روى رمز ( وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ ) يعنى ياد كن در اين سه روز پروردگار خود را بسيار و تسبيح بگو او را در پسين و بامداد و در جلد اول حيوة القلوب در احوالات يحيى بن ذكريا از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه چون فرداى قيامت شود منادى ندا كند كجا است فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كجا است خديجه دختر خويلد كجا است مريم دختر عمران كجا است آسيه دختر مزاحم كجا است ام كلثوم مادر يحيى الحديث ) مجلسي مىفرمايد مشهور مادر يحيى اسمش ايشاع بوده بنابراين ام كلثوم كنيه اوست و از جمله كمال ايمان ايشاع اين است كه شوهر خود ذكريا را دلدارى مىداد در قضيه مريم هنگامى كه مريم حامله شد ذكريا بسيار محزون شد بنزد عيالش ايشاع آمد گفت مريم حامله شده است و به غير از من كسى آمدورفت ندارد بنزد او چون غرفه راهى نداشت و با نردبان به آن غرفه مىرفتهاند و هرگاه ذكريا مىآمد بر در غرفه قفل مىزد و از بالا روزنهء كوچكى گشوده بود كه باد از آنجا داخل مىشد ذكريا با عيال خود گفت كه من رسوا مىشوم در ميان بنى اسرائيل و گمان خواهند كرد كه من او را آبستن كردهام ايشاع گفت مترس كه خدا براى تو نمىكند مگر آنچه را كه خير تو در آن است اكنون برو مريم را بياور تا من ببينم او را و از حال او سؤال كنم پس زكريا مريم را بنزد عيالش ايشاع آورد و خداوند متعال از مريم مشقت جواب گفتن را برداشت و چون داخل شد بنزد زن زكريا كه خواهر بزرگ او بود